سوگنامه ای از بیت المقدس
به قلم استاد عبدالرحمان فرحانه/ فلسطین اشغالی
"هر کس که مسلمانی را در سرزمینی که ناموسش در آنجا مورد اهانت قرار گرفته و حرمتش پایمال شده، تنها بگذارد، خداوند متعال او را در همان جایی که دوست دارد پیروز شود، خوار و ذلیل می کند و هر کس که مسلمانی را که ناموسش در سرزمینی مورد اهانت قرار گرفته و حرمتش شکسته شده است، یاری رساند خداوند در همان جایی که دوست دارد، او را یاری می رساند. "حضرت محمد (ص)"
اگر کودک کوچکی از فلسطین ناگهان در یکی از شهرهای "بیت المقدس" محاصره شده از مادر خود بپرسد که مادر! چرا برادران عرب و مسلمانمان ما را در مقابل این جنایتکاران یهودی تنها گذاشته اند؟ و چرا ما اینجا تنها می میریم در حالی که شهرهای عربی و اسلامی ما در شهوت و غفلت غوطه ورند؟ مادر! صلاح الدینی که داستانهایش را از تو شنیده ام کجاست؟ چرا اکنون که بیش تر از همیشه به او نیاز داریم به کمک ما نمی شتابد؟
این مادر چه جوابی دارد؟ او چگونه و با چه زبانی می تواند فرزندش را قانع کند؟ گمان نمی کنم او بتواند کلماتی بیابد که این پرسش دردناک را پاسخ دهد. شاید با افتادن اشک گرمی که از چشمان اندوهگین و سینه پر از خشم و غضبش بیرون چکیده است، به فرزندش پاسخ بگوید.
این سؤال کاملاً منطقی است!!
این کودک فلسطینی حق دارد چنین پرسشی را مطرح کند. ساکنان محاصره شده بیت المقدس حق دارند چنین پرسشی را از مسلمانان ساکن مغرب و مراکش تا اندونزی و مالزی بپرسند. این سؤال باید از نخبگان عرب و مسلمان پرسیده شود. این سؤال باید از دانشمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران و اصحاب فرهنگ و اندیشه و حتی افسرانی پرسیده شود که هر روز صبح چکمه های خود را در انبارهای پر از سلاح کشورهای عربی که موریانه ها در حال خوردن آنها هستند، برق می اندازند. همین سؤال باید از رهبران جریانهای اسلامگرا که خود را به مسائل داخلی خود مشغول کرده اند و سر این افعی را در این سرزمین مقدس به حال خود وا نهاده اند تا هر کاری که دلش می خواهد، بکند و سم خود را چند روز دیگر به آنها هم بپاشد، پرسیده شود.
ای اهل قبله، ای فرزندان اسلام!
اگر عرب هستید، بدانید که مردمان شهرهای بیت المقدس همه به زبان شما سخن می گویند و رؤیای قوم شما را در میان کوههای خود در سر می پرورانند و در سرودهای خود زمزمه می کنند! اگر مسلمانید بدانید و آگاه باشید که فلسطین همه اش مسلمان است و مناره ها و گنبدها و در هر وجب از خاکش پیامبری و امامی و صحابیی خفته یا جای سم اسبهای فاتحان و مجاهدان مسلمان به یادگار مانده است. اقصای شما که از چند دهه پیش تاکنون از اسارت می نالد در آنجا قرار دارد و منتظر است تا غرور شما بیدار شود.
کودکان بیت المقدسی در نابلس و رفح فقط از شما این را می خواهند که فریادتان را در سازمان ملل و اتحادیه عرب و دیگر منابر و محافل جهانی و منطقه ای بلند کنید. درخواستشان از شما این است که اندکی از محاصره ای را که این کودکان با آن دست به گریبانند در کانالهای ماهواره ای خود به نمایش بگذارید و اندکی این صحنه ها را تحمل کنید. بد نیست این کار را به خاطر همان قضیه ای انجام بدهید که در صدر جنگهای لفظی چندین دهه گذشته شما جای داشته است.
کودکان بلاطه محاصره شده و محروم از شیر کودک، اطفال رفح که دندانهایشان از شدت سرمای کشنده در چادرهای جدید آوارگی به هم ساییده می شود و بولدوزرهای صهیونیستهای بی نزاکت و بی ادب خانه هایشان را ویران کرده اند، باور نمی کنند که شمشیر سلطه آمریکایی حنجره های شما را دریده است.
می دانید تاریخ درباره شما چه قضاوتی خواهد کرد؟
تاریخ خواهد نوشت که برادران خود را وا گذاشته اید تا وحشیانه قتل عام شوند و شما فقط این صحنه ها را به نظاره ایستاده اید، مرزها را بسته اید و از آنها برای جلوگیری از عبور مجاهدان و نه یهودیان، محافظت و حراست می کنید. حتی تصویر "مجروح بیت المقدس" را هم از کانالهای ماهواره ای خود برداشته اید. اخیراً هم با تسلیم شدن در برابر دیکته های آمریکا، حتی از ارائه کمکهای انسانی به بیوه زنان و ایتام و محاصره شدگان به بهانه مبارزه با تروریسم، خودداری می کنید. نمی دانم فردا چه خواهید کرد. شاید نام فلسطین را از تاریخ و اذهان خود پاک کنید. نمی دانم، شاید آمریکا شما را مجبور کند که این نام را حتی از دل کودکانتان هم بزدایید و از کتابهایتان حذف کنید.
ای هم نژادان، ای مسلمانان،
ببخشید که حرفهایم بسیار تند و گزنده بود، اما جراحتهای بیت المقدس بسیار سخت تر و دردناک تر است. دردناک تر از آن هم، این سکوت مرگباری است که بر شهرهای شما سایه افکنده است. با این وجود باز هم فراموش نمی کنیم که شما هم برادر ما هستید و سرزمین ما از آنِ شما هم هست و مسجد ما که در آغوش قدس است، محل اسرا و معراج پیامبر شماست.
می دانم که از شدت غم و اندوه به خود می پیچید و جگرهایتان در آتش می سوزد و کباب می شود. ما شکی در احساس برادری شما نسبت به خود نداریم. می دانیم که چه چیزی شما را از یاری رساندن به ما باز می دارد. با این وجود سکوت شما خوشایند و رضایت بخش نیست. امتی که تاریخ پر از رشادتهای مردان دلاورش است و سلحشوران و سوارانش بینی قیصرها و کسراها را به خاک مالیده اند، شایسته ناتوانی نیست. از این وضعیت بیرون آیید. پوسته ترسی را که بر شما مستولی شده است بدرید. ما در غرب این رود (اردن) منتظر شماییم.
ای امت بهترین پیامبر!!
سستی و تنبلی عاقبت بدی دارد و تاوان آن نیز سنگین است. هر کس که امروز با سکوت و سکون درصدد سلامت است بداند که فردا مجازاتی در پیش دارد که جز خداوند متعال از آن آگاه نیست. حضرت محمد (ص) به شما هشدار می دهد، بشنوید و آگاه باشید. این قانون طبیعت است. آن را از خود برانید و بدانید که عذرخواهی کافی نیست، زیرا هیچ عذری جز کمک و حمایت از برادرانتان و خروج از این واماندگی و سستی از شما پذیرفته نمی شود.
با وجود سؤال دردناک آن کودک بیت المقدسی و نامه سوزناک شهرهای بیت المقدس، هنوز هم امید و اعتماد به شما از بین نرفته است، زیرا فاتحان این سرزمین هنگامی که آن را گشودند، دانه های امید به این دین و این امت بزرگ را در دل همه ساکنانش کاشتند.
در پایان بار دیگر به یادتان می آورم که شهرهای بیت المقدس منتظر شمایند و شما هم یقیناً خواهید آمد!!
