بسم الله الرحمن الرحیم
وا معتصماه!!
لبیک یا اُختاه!!!
گذشت زمان، توسعه قدرت، چهره های نقابدار وحشی صفتان را در هرزمان برملا می سازد. ولی با تأسف که بازهم این چهره ها با بدست داشتن ثروت، قدرت و نفوذ همه جنایات خود را به زود ترین فرصت زیر پرده های ضخیم می پوشانند، ای
نها با بدست داشتن تمام رسانه های تبلیغاتی و اطلاعاتی چنان خودرا در لباس انسان های واقعی قرن نمایش می دهند که باورهای ساده لوحان و محو شدگان غرقه در تمدن غرب را در دنیای ما نسبت به خود چنان به گونه مثبت در می آورند که این بیچاره گان همه چیز خودرا بشمول ناموس و عزت و وقار دودسته به آنها تقدیم می نمایند... این نوشته در حقیقت عذر تقصیری به پیشگاه آن زن های مسلمان عراقی و افغانی است که در میان چنگال های دیوصفتانی که در لباس انسان جای گرفته اند اسیر گردیده اند و مورد تجاوز و بی عفتی وحشتناکی که تاریخ بشریت حتی در دوره های ماقبل التاریخ و دوره های که انسان ها در جنگل می زیسته اند اینگونه وحشت و سبوعیت را به یاد ندارد، قرار گرفته اند و فریاد مظلومیت کمک خواهی و معاونت خواهی برای رهای خود از بربریت آمریکایی ها و قشون صلیبی بلند می کند و ناله سر می دهند که ای برادران مسلمان کجائید؟ ما را از چنگ این دّد منشان رها نمائید!!! فریاد و ناله می کنند که واعزتی!!! واإسلاماه!! وای عزت من!! وای اسلام من!! ولی با تأسف که هیچ یک قدرتی در جهان اسلام نه در میان رجال سیاسی آن و نه در میان مسلمانان که ادعای شهامت و شجاعت شان آسمانها را فرا گرفته است، به این ندا لبیک نه گفت و حتی توجه اندکی نیز به آن سمت و سو کسی ننمود.
پس ای خواهر مسلمان برما ببخشای که ما توانمندی آنرا که بتوانیم به فریاد تو و امثال تو در فلسطین و دیگر سرزمینهای مغصوبه اسلامی لبیک گوئیم، نداشتیم ولی تعهد میکنیم که این فریاد تورا فراموش نکنیم بلکه آنرا به گوش آنانیکه به این فریاد لبیک گویند خواهیم رساند و این فریاد را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت! همانگونه که فریادهای معصومانه خواهران و براد
ران خودرا که از عقب دروازه های قرن هفتم از اندلس که در محکمه های تفتیش عقاید "انکیزیسیون" که صرف به جرم مسلمان بودن مورد تجاوز قرار گرفتند و معصومانه جان باختند، طنین انداز است فراموش نکرده ایم. امیدواریم و از خداوند "ج" تمنا داریم تا روزگاری را فراهم سازد که بار دیگر این امت از عزت و مجد برخوردار شوند و آنگونه که در روزگار گذشته توانمندی آن را داشتند تا از حقوق خود در برابر متجاوزین دفاع نمایند، یقیناً آن روزگار مرحلۀ بس با عظمتی در تاریخ حیات امت اسلامی بوده است، زمانیکه دوشیزه مسلمانی در شهر عموریه که در تحت تسلط امپراتوری روم شرقی بود توسط عیسویان مورد تجاوز قرار گرفت و فریاد برآورد که : "وامعتصماه!!" و کسانی که از مسلمانان در آنجا به سفر تجارتی رفته بودند نزد پادشاه مسلمانان "المعتصم باالله" در بغداد آمدند و خبر دادند که دوشیزه مسلمانی مورد تجاوز رومیان قرار گرفت و از تو به نام تو امداد خواست و فریاد برآورد که "وامعتصماه". معتصم پادشاه مسلمانان با صدای بلند فریاد نمود که: "لبیک یا اُختاه!" و همان لحظه فرمان هجوم بر عموریه و قسطنطنیه (استانبول امروزی) پایتخت امپراتوری روم شرقی آن زمان را به هدف رهایی آن دوشیزه مسلمان بر لشکر مسلمین صادر نمود که در نتیجه در اندک زمانی آن امپراتوری بدست مسلمین از هم فروپاشید و سبب فتح روم بدست مسلمین گردید.
ولی امروز در همان بغداد در زندان ابوغریب بدترین فاجعه قرن بالای مسلمانان صورت می گیرد اما انسان های بی احساس و بازیگران کلمات زیبایی چون حقوق بشر هیچگاه این عمل شنیع را نمی بینند و هیچگاه سر و صدای خودرا برای محاکمه عاملین آنها بلند نمی کنند، از همه مهمتر زمانیکه زنان مسلمان در زندان ابوغریب و در اردوگاه های فلسطینی و یا در جنوب و شرق افغانستان مورد تجاوز و بی عفتی قرار می گیرند، مسلمانان بی احساس هیچ مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند جز جماعت و گروه اندکی که با شعارها و مظاهره ها سروصدای خودرا بلند نموده و آنرا محکوم می نمایند و به زودترین فرصت سرکوب هم می شوند. گویا در وجود این انسانها هیچ احساسی باقی نمانده است و هرشخص در گوشه ای فقط به فکر منفعت و آرامی خود هست، ولی من به صراحت اعلان می نمایم که همان روزگاریکه بر سر مسلمانان عراق و فلسطین و مسلمانان جنوب و شرق افغانستان آمده است بر سر فرد فرد دیگران هم
خواهد آمد و حتی هم اکنون به گونه های غیر محسوس آمده است. زمانیکه میبینیم انسان های مدرن نما و با فرهنگ آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی در عراق و فلسطین و جنوب شرق افغانستان با کودکان، زنان و جوانان مسلمان این مناطق با آنگونه وحشت و بربریت تعامل می نمایند یقین حاصل می کنیم که اینها از اسلافشان که در اندلس (هسپانیا) مسلمانان را در محکمه های انکیزیسیون به سیخ های داغ می کشیدند و آنهارا بعد از زجر و شکنجه زیاد به آتش بریان نموده و طعمه سگ ها می ساختند یا آنانی که در جنگ های صلیبی شهرهای مسلمین را ابتداً با خون زنان و اطفال رنگین نموده و دریاهای از خون را به منظور پاک شدن بلاد مقدس شان در بیت المقدس که هفتاد هزار طفل و زنان را سر بریدند، فرقی ندارند صرف زمان تغیر نموده است و چهره ها اندک عوض شده اند، آنروز در لباس جنگ مذهبی مسلمانان را می کُشتند و مورد بی عزتی قرار می دادند و امروز با بیرون آوردن لباس مذهب تحت عنوان سکولاریسم که در حقیقت توطئه بیش نیست به هدف تحقق ارزشهای انسانی و محو استبداد و تحقق دموکراسی آمده اند تا همانگونه تعامل را با مسلمانان انجام دهند و روح نا آرام پدران شان را بعد از شکست شان در جنگهای صلیبی، اندک آرام سازند و یقیناً می بینیم که آمریکایی ها و همکارانشان در عراق همچنان کاری را در موارد مختلف چه از بمباردمان و مورد تجاوز قرار دادن شهرهای مقدس مسلمانان چون نجف و کوفه و چه از کشتار بیرحمانه مردم و بی عزت ساختن مسلمانان در زندان های عراق به خصوص در ابوغریب، انجام دادند. حتی مؤسسات خیریه ای که به هدف کمک به مردم عراق آمده بودند معلوم شد که در بدل امداد هایشان به مردم فقیر عراق از آنها خواسته اند تا به دین مسیحیت گرویده و از دین اسلام خارج شوند.
پس کجاست ای آمریکائیان آن وعده های شما که خود را آزادی بخش و حامی ارزشهای انسانی در جهان تلقی می نمودید!! مگر قرار نبود که شما به هدف آزاد ساختن مردم عراق از یوغ جلاد وحشی گماشته شده خودتان صدام حسین آمده بودید؟!
ای انسان های روی زمین و ای مسلمانان!! آیا مفهوم انسانیت را که همانا غم شریکی و احساس مسئولیت در برابر مظلومان است از یاد برده اید؟! ای مسلمانان چرا آماده نیستید به فریاد خواهرنتان که فقط بخاطر مسلمان بودن مورد تجاوز قرار میگیرند، صدای حمایت خود را بلند نمائید و اتحاد و همبستگی را در بین خود بوجود آورید؟! آیا هراس ندارید از اینکه درین جهانی که در آن فقط منطق زور حاکمیت می کند و قانون و حقوق بشر همه جز شعاری بیش نیست، روزی به همان سرنوشتی که عراقیان و خواهران عراقی تان دُچار شده اند شما هم دُچار شوید؟! پس بر شما لازم است تا با خود آگاهی کامل در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی فعال شوید و سرنوشت خود را خود بدست گیرید و به آنانیکه ب
ر شما حکم میرانند ولی توان دفاع از شما را ندارند دیگر اعتماد بس است. باید آنها را فهماند و بر آنها فشار آورد تا در کنارهم متحد شوند همانگونه که کشور های دیگر تحت عنوان های گوناگون کنار هم اتحادیه ها تشکیل داده اند و می بینیم که درین دنیا مؤفقانه بسر می برند. پس واقعیت اینست که رمز پیروزی ما، آرامی ما، ترقی و تعالی ما همه و همه در وحدت بین صفوف ما نهفته است. در شرایطی که بالای فرد فرد ما در هر مکان هجوم بُرده می شود، ما بدین مشغولیم که چگونه از زبان و نژاد خود در مقابل زبان و نژاد و ملیت و قومی که در کنار ما زندگی می کند و دارای یک سرنوشت با ما می باشد، حمایه کنیم و به این فکر مشغول باشیم که چگونه آنها را عقب بزنیم تا خود در عرصه مطرح شویم، آیا شما سرنوشت پیشنیان خود را که به سبب همین افکار و اعمال شان هلاک شدند به یاد ندارید!!
در پایان بار دیگر نیز عذر تقصیر خود را به پیشگاه اطفال سنگ بدست حامی از مادر و خواهر خویش که با گلوله های صهیونیست های بی رحم مظلومانه به شهادت می رسند، و به آن مادرانیکه نظاره گر کشتار جگر گوشه های خویش توسط ددمنشان اسرائیلی اند، و به پیشگاه آن خواهران معصومی که در زندان های آمریکائیان مورد بی عزتی و تجاوز قرار گرفته اند و یا می گیرند و پیشگاه آن برادرانی که مظلومانه و نا آگاهانه به شهادت می رسند، تقدیم میداریم!! و به صراحت اعلان می داریم که شما پیروز هستید و پیروزی از آن شما هست، شما قهرمانان واقعی جهان بشریت هستید، شما قربانیانی هستید که با خون، جان، مال و آبروی خود غافلان به خواب رفته را بیدار ساخته اید!! خداوند "جل جلاله" با شما هست و انسان های واقعی هم شما هستید. لبیک گویندگان فریاد های شما و راهروان راه آزادی بدون اندک تأملی براه شما خواهند رفت و به این مبارزه خود تا زمانی ادامه خواهند داد که آرزوهای شما بر آورده شود، مطمئن باشید که اینها هیچگاه بخاطر عدم درک و عدم احساس انسان های بی احساس که هیچ احساسی در قبال فجایع فوق ندارند، توقف و مکث را بر خود لازم نمی دانند و حتی نرفتن به آن راه مبارزه را بخود نه تنها عار دانسته بلکه مخالف انسان بودن خود تلقی می کنند و فرموده ای پیامبر "صلی الله علیه وسلم" را که فرموده اند: (مؤمنین جسد واحدی اند که اگر عضوی از آنها به درد آید تمام اعضای آنها بیقرار می گردد) و یا شعر سعدی را که گفته است:
بنی آدم اعضای یکدیگر اند
که در آفرینش ز یک جوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دیگر عضو ها را نماند قرار
را هیچگاه فراموش نخواهند کرد، بلکه آن دو را شعار و هدف زندگی خود ساخته اند.
ای خواهران مظلوم و ای برادران زجر دیده و اسیر چنگال های ظالمان!! من به یقین آن فریاد های را که شما بلند نموده بودید شنیده ام و درین نوشته مسئولیت خود می دانم تا فریاد شما را که فریاد غربت و تنهایی و مظلومیت هست در این شعر علامه اقبال "رحمه الله" که انعکاس خوبی از فریاد شماست به دیگران برسانم.
نگاهم زانچه بینم بی نیاز است
دل از سوز درونم در گداز است
من و این عصر بی اخلاص و بی سوز
بگو با من که آخر این چه راز است
من اندر مشرق و مغرب غریبم
که از یاران محرم بی نصیبم
غم خود را بگویم با دل خویش
چه معصومانه غریبی را قریبم
محمود عبدالله
